خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

386

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

بوده و در قسم اول محمول است . ارسطو وجود را در قسم اول موجود به كل و در قسم دوم موجود به جزء ناميده است . 3 - مطلب لم ، اين مطلب نيز يا برحسب اقوال است يا برحسب خود امور . مورد اول ، طلب علت وجود براى تصديق در ذهن است - مانند : چرا عالم داراى علتى است ؟ و مورد دوم مطلب آن علت در خارج است ، مانند چرا مغناطيس آهن را جذب مىكند ؟ اما صنف دوم - فروع - از نظر عدد بسيار بوده و مشهورترين آن‌ها شش مطلب است : مطلب اىّ ، مطلب كيف ، مطلب كم ، مطلب اين ، مطلب متى ، مطلب من . تمامى اين شش مطلب در صورتى كه دقيقا موضع طلب معين باشد ، به مطلب هل مركب برمىگردند ، مانند : هل هو ناطق ، هل هو اسود ، هل هو عشرة ، هل هو فى الدار ، هل هو الآن ، هل هو زيد . از اين شش مطلب فرعى ، مطلب اىّ از همه بسيطتر بوده و براى پرسش از تميّز و جدايى به وسيلهء فصول ذاتى يا خواص عرضى از آن استفاده مىشود . مىتوانيم مطلب اىّ را از اصول شمرده و پنج مطلب فرعى ديگر را به آن برگردانيم و مثلا بگوييم اى گون هو ، اىّ مقدار له ، فى اىّ موضع هو ، فى اىّ زمان هو ، اىّ شخص هو . اگر اىّ را از مطالب اصلى به شمار آوريم ، مطالب اصلى چهار مطلب خواهند بود : دو مطلب براى پرسش از تصور : مطلب ما و مطلب اىّ ، و دو مطلب براى پرسش از تصديق : مطلب هل و مطلب لم . پس به‌طور كلى مطالب ذاتى در علوم اين‌ها بوده و به آن‌ها امّهات مطالب گفته مىشود . ميان مطلب « ما » يى كه براى شرح اسم به كار مىرود با « ما » يى كه براى حقيقت و ماهيت استعمال مىشود ، تفاوت وجود دارد . مطلب « ما » ى شرح اسم براى طلب و جست‌وجوى معنايى اجمالى است كه اسم را بر آن اطلاق مىكنند - خواه آن معنى موجود باشد خواه معدوم - اما مطلب « ما » ى حقيقى براى سؤال از حد اسم است به تفصيل . و اين سؤال در صورتى است كه آن معنى ثبوت و وجود داشته باشد . « ما » ى شرح اسم بيش‌تر متعلق به علم لغت بوده و « ما » ى حقيقى بيش‌تر به منطق تعلق دارد . ممكن است يك شرح به دو اعتبار مطلب هردو « ما » باشد . مثلا تفسير مثلث كه در آغاز كتاب اقليدس بوده ، شرح اسم است ، اما بعد از تحقيق شكل اوّل چون وجود مثلث